به گزارش خانم مختارزاده خبرنگار مرکز فرهنگی و هنری حرا به نقل از سایت خبرگزاری فارس:قرار بود ماه محرم سال‌جاری پذیرایش باشیم، برنامه‌های متعدد شعرخوانی و سفرهای بسیار، هماهنگی را ناممکن کرد، تا اینکه سرانجام همزمان با ایام فاطمیه مهمانمان در خبرگزاری فارس شد. سیدحمیدرضا برقعی از آن دست شاعرانی است که در میان جوانان طرفداران بسیار دارد، خوب شعر می‌‌سراید و انصافا خوب هم می‌خواند، به گفته خود مخاطب را مهم می‌داند، شاید بدین جهت است که ذائقه حاضران در محافل را می‌شناسد و مخاطب را فهم می‌کند. حدود یک‌ساعت و نیم از شعر و مجموعه‌هایش سخن گفت، از فضای مجازی، از اینکه او هم خود را وابسته می‌داند، البته با استدلال‌های خودش، از گزیده اشعار فاطمی که تحت عنوان زفرات منتشر کرده، از اینکه شعر عاشقانه با حسین منزوی اصلا تمام شد، یا موضوعاتی درباره حلقه مفقوده شعر جوان امروز و نبود استاد و... مثنوی‌های بلند برقعی و کلیپ‌های تصویری منتشر شده‌اش این روزها از رسانه ملی پخش می‌شود و نمره قابل قبولی را در میان بینندگان به خود اختصاص داده است، اما در ذیل این مطلب شرح گفت‌وگوی حدود یک ساعت و نیم با او را می‌خوانیم؛ شما بحث را از دل قصه شروع کردید. واقعیت این است که من هیچوقت نمی‌توانم سالی را مشخص کنم و جریان های شعری را تقیسم بندی کنم. بطور کلی با دهه بندی ادبیات و اشعار خیلی موافق نیستم؛ این که بگوییم دهه 70 یا دهه 80 فلان اتفاق افتاد. در واقع نمی توان خط کش گذاشت. ولی اصل موضوع این است که شعر و فضای ادبیات تغییرات چشمگیری در سالهای اخیر داشته که به واسطه تغییرات زبان شعر، اتفاق افتاده است. مخصوصا بعد از انقلاب که باید در دو حوزه این تغییرات را بررسی کرد. یکی حوزه محتواست که بعد از انقلاب و به ویژه بعد از دفاع مقدس تغییراتی در فضای محتوای شعر اتفاق افتاده است و این تغییرات اتفاقا در شعر آئینی هم تاثیر گذاشته و در موردش صحبت خواهم کرد و حوزه دیگر تغییرات در فرم و زبان است. یعنی شاعران از زبان کلاسیک سنتی جدا شدند و شاید بتوان گفت، شعری که در زبان شعر نیمایی و سپید سروده می‌شد را وارد غزل و شعر کلاسیک کردند. زبان دچار یک تغییراتی شد و مطئنا خیلی از شاعران برای آن زمینه سازی کرده‌اند، اما افرادی که واقعا برای ساخت این زبان تاثیرگذار بودند: مرحوم قیصر امین‌پور، مرحوم سیدحسن حسینی، مرحوم سلمان هراتی، مرحوم حسین منزوی و محمد علی بهمنی بودند. این دگرگونی زبان هرچند با تاخیر اما ناخودآگاه در شعر آئینی هم تاثیرگذاشت و مخاطب فراوان شعر مذهبی با اشعاری در مدح اهل بیت با زبان روز و عبارت‌های تازه مواجه شد. شاید یک دهه بود که شعر معاصر و کلاسیک ما از زبان کهنه قرون گذشته فاصله گرفته بود و به شعر معاصر روی آورده بود و با زبان معییار نوشته می‌شد، ولی همچنان شعر ائینی داشت با همان سبک و زبان و نگاه قدیم سروده می‌شد. اینجا بود که یک مرتبه مخاطب به میدان آمد و نه شاعر. مخاطب دید که چه زبان شیرینی برای شعر آئینی و مذهبی وجود دارد و می‌تواند در آن اهل بیت را امروزی‌تر و ملموس‌تر پیدا کند. به این جهت تشویق و رویکرد مخاطب به سمت شعر مذهبی بیشتر شد و چون این موارد اثر مستقیمی با هم دارند از آن طرف شعر و شاعر آئینی هم بیشتر شد و شعر مذهبی هم به این دلیل که حتی دوستان مداح هم به این نوع زبان روی آوردند، بیشتر شد. من خاطرم هست در اوایل شاعری خودم، دوست مداحم از بعضی کلمات که در شعرم استفاده می‌کردم ایراد می گرفت و می‌گفت مگر می‌شود این کلمات را در شعر مذهبی گنجاند و خواند؟! یادم است شعری نوشته بودم که: شاعری در قطار قم- مشهد چای می‌خورد و زیر لب می‌گفت شک ندارم که زندگی یعنی: طعم سوهان و زعفران بانو! یکی از دوستان مداحم گفت که این چیست که تو سروده‌ای؟ مگر می‌شود این را در هیئت خواند؟ ولی مگر حتما باید در هیئت خواند؟ خیلی جالب است که بگویم دو سال بعد همان دوست مداحم همان شعر را در هیئت خواند. یعنی ذائقه مخاطب تاثیر داشت. عوض شدن ذائقه مخاطب اصلی‌ترین دلیل این بود که شعر مذهبی ما به این سمت و سو رفت. اساتیدم می‌گویند یک موقعی که می‌گفتید من شاعر آئینی‌ام، بی حرمتی می‌شد و می‌گفتند که نوحه می‌سرایید، اما الان شاعر آئینی برای خودش دارای تشخص است و حرفی برای گفتن دارد. من هم سرم را بالا می‌گیرم، دفاع می‌کنم و با جرات می‌گویم که شعر آئینی از شعر عاشقانه پیشی گرفته و جلوتر است. البته الان فقط در مورد شعر اهل بیت صحبت می‌کنم و هرچند انقلت‌هایی در فضای شعر دفاع مقدس، شعر اعتراض، شعر اجتماعی داشته باشم - که این‌‌ها هم زیرمجموعه شعر آئینی هستند- اما شعر اهل بیت به نظرم پرش و جهشی در این سال‌ها داشته که شعر عاشقانه نداشته و شعر عاشقانه در نظر من در حسین منزوی تمام شده است. خوش سلیقگی مخاطب مورد بی مهری قرار گرفت * آیا مخاطب باعث شکسته‌شدن این مقاومت‌ها شد؟ یا اینکه خود شاعران هم همت کردند و شعرهای باب طبع مخاطبان گفتند و این سد شکسته شد؟ ببینید! به نظرم مهم‌تر از همه این است که مخاطب علاقه نشان داد. یعنی وقتی که من شعری می‌نویسم که در آن شاعر، دفتر و راوی حضور دارد. از قلم، دفتر، کاغذ و خودکار و همه این کلمات استفاده می‌کنم و نمی‌ترسم از اینکه در هیئت همین را بخوانم؛ مخاطب هم استقبال می‌کند، مداح هم می‌خواند و در جاهای متفاوت هم خوانده می‌شود و مجریان هم در تلویزیون می‌خوانند. به نظرم مهم‌تر از هر مسئله‌ای که باید اعتراف کنم خودم هم تا به امروز از آن غافل بودم و نسبت به آن بی مهری کردم، خوش سلیقگی مخاطب بوده است. آن هم مخاطب هیئتی ! و این همان چیزی است که باعث شده شعر آئینی ما تفاوت چشمگیری داشته باشد. 96/12/12-9:10
      

گالری تصاویر و اخبار گروه حرا